کارن کوچولو

هدیه الهی

1391/7/15 12:53
نویسنده : مامان
145 بازدید
اشتراک گذاری

روز 29 بهمن 1390، من و بابایی فهمیدیم که خدا جون بهمون یه هدیه قشنگ داده و ما داریم مامان و بابا می شیمقلب عصر اون روز من از سر کار رفتم و جواب آزمایش رو گرفتم و دیدم جواب آزمایش مثبته و همونجا به بابایی زنگ زدم و این خبر خوب رو بهش دادم. شب بابایی با یه دسته گل خوشگل و یه جعبه شیرینی و البته یه بسته بادکنک اومد خونهعینک جریان بادکنک از این قرار بود که وقتی بابایی رفته بود شیرینی بخره، دم در قنادی یه دستفروش به بابایی گفته بود: جون بچه ات یه بسته بادکنک ازم بخر!!!تعجب شب اون روز زنگ زدیم به مامان و باباهامون این خبر خوب رو دادیم که دارن مامان بزرگ و بابابزرگ می شن! و اونا کلی خوشحال شدنتشویق

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مامان مهبد كوچولو
10 مهر 91 14:23
به به به مبركه . اميدوارم صحيح و سالم به دنيا بياد .


ممنونم عزیزم