کارن کوچولو

تعیین جنسیت

10 خرداد ماه 1391 درست وقتی که تو 19 هفته بودی، من و بابایی رفتیم سونوی تعیین جنسیت   آقای دکتر تک تک اجزای بدنتو به ما نشون می داد و بابایی هم فیلم می گرفت الهی قربونت برم مامانی، دست کوچولوتو مشت کرده بودی و دکتر می گفت انگشتاش هم کامله! بعدش هم گفت: نی نی تون پسره  حالا باید دنبال یه اسم پسرونه قشنگ و پرمفهوم واست می گشتیم ...
18 مهر 1391

اولین ضربه

شبی که سونوی تعیین جنسیت رو انجام دادیم، من و بابایی رفتیم تبریز مسافرت  فردا صبحش از خواب بیدار شده بودم و دستم رو شکمم بود  یهو احساس کردم یه لگد زدی به دستم کلی شوکه شدم به بابایی گفتم: فکر کنم نی نی مون لگد زد بابایی دستشو گذاشت رو شکمم، دومین لگد رو هم به دست اون زدی و ما کلی ذوق زده شدیم  فدات شم اونقدر لگدت کوچولو بود که دلم می خواست پیشم بودی و بوسه بارونت می کردم!  خیلی حس قشنگی بود پ.ن: سه ماهه دوم بارداری واقعا ماه عسل بارداریه. هم جنسیت نی نی رو می فهمی و هم حرکاتش رو حس می کنی. از طرفی شرایط فیزیکی و روحیت بهتر می شه و ویارت هم از بین رفته و ریسک سقط جنین هم کمتر شده. برای من که بهترین روزای بارداریم ب...
18 مهر 1391

هدیه الهی

روز 29 بهمن 1390، من و بابایی فهمیدیم که خدا جون بهمون یه هدیه قشنگ داده و ما داریم مامان و بابا می شیم عصر اون روز من از سر کار رفتم و جواب آزمایش رو گرفتم و دیدم جواب آزمایش مثبته و همونجا به بابایی زنگ زدم و این خبر خوب رو بهش دادم. شب بابایی با یه دسته گل خوشگل و یه جعبه شیرینی و البته یه بسته بادکنک اومد خونه  جریان بادکنک از این قرار بود که وقتی بابایی رفته بود شیرینی بخره، دم در قنادی یه دستفروش به بابایی گفته بود: جون بچه ات یه بسته بادکنک ازم بخر!!!  شب اون روز زنگ زدیم به مامان و باباهامون این خبر خوب رو دادیم که دارن مامان بزرگ و بابابزرگ می شن! و اونا کلی خوشحال شدن ...
15 مهر 1391

اولین صدای قلب

وقتی که تو هفته هفتم بودی، دکتر منو فرستاد سونوگرافی تا ببینه قلبت تشکیل شده یا نه؟!  وقتی رفتیم سونوگرافی، بابایی هم با من اومد داخل تا صدای قلبتو بشنوه  نمی دونی چه حس قشنگی بود اولین باری که صدای قلبتو شنیدیم و من اون لحظه، برای اولین بار تو رو تو وجودم احساس کردم  احساس عجیبی که یه نفر از جنس خودت در درون خودت داره رشد می کنه ...
15 مهر 1391
1